ضرب المثلی مجنی در قالب دعا ( شایدم دعایی در در کسوت ضرب المثل) هست که می گوید : ایشالله شمعت رِ دِلی جو دِنّوم (انشالله شمعت را در جو بگذارم)
و اما وجه تسمیه آن: در زمان قدیم شبی که عروس و داماد به خانه بخت می رفتند چهارتا شمع در طاقچه اتاق می گذاشتند و وقتی عروس و داماد پا به اتاق می گذاشتند آنها را روشن می نمودند. داماد دو تا از شمع ها را برداشته و به دست عروس می داد. عروس چند ثانیه در دستش نگه می داشت( به حدی که اشک های داغ و ذوب شده شمع روی دستهایش جاری نشود). دو تاشمع دیگر را قرچی داماد(یکی از جوان های فامیل که به تازگی داماد شده بود) به دست داماد می داد و داماد چند ثانیه نگه می داشت. سپس دوباره قرچی شمع ها را از دست داماد گرفته و داماد هم دو تا شمعی که به عروس داده بود از او گرفته و هر چهار شمع را در کاسه ای جو که از قبل آماده شده بود می گذاشتند. سپس داماد دستهای عروس را گرفته و او را به صورت چرخشی در اتاق می چرخاند و قرچی داماد هم، به همین روش دستهای داماد را گرفته و در اتاق چرخ و تاب می داد.
وقتی به کسی می گویند: انشالله شمعت را در جو بگذارم اشاره به همین مراسم نمادین دارد که یعنی انشالله عروس یا داماد شوی تا به خانه بخت رفته و شمعی برایت روشن کنند و آخر مراسم در کاسه ای جو بگذارند تا چند دقیقه ای روشن بماند. ضرب المثل دعایی "انشالله شمعت تا کام بسوزه" هم اشاره به همین مراسم دارد.
قُرچی(غُنچی): جوانی تازه داماد از فامیل یا اهالی که در سراسر مراسم عروسی همراه داماد بود و در اجرای مراحل سنتی عروسی ملازمش بود.
در زمان های دورتر عروس هم قرچی داشت که دخترجوانی از بین فامیل بود که به تازگی عروسی کرده بود و در طول مراسم عروسی کنار عروس بود.
تتمّه نوشت: در آلبوم های قدیمی بزرگترهای فامیل عکس ازین مراسم نمادین شمع موجود است و من خودم عکس هایی ازین مراسم در آلبوم عروسی فامیل های نزدیکی که الان صاحب نوه هستند دیده ام.![[IMG]](http://www.pic.tooptarinha.com/images/cr01mgztuq3j5ay5hrvb.jpg)