ضرالمثل های مجنی4

عنوان ضرب المثل: چُغول اَمساله چُغول پارساله رِ یاد هَندِنه

ترجمه عبارت: گنجشک امسال متولد شده می خواهد گنجشک پارسال متولد شده را یاد بدهد.

کاربرد: یعنی کسی که تجربه زیادی ندارد می خواهد یک فرد باتجربه را درس بدهد. این ضرب المثل در جایی به کار می رود که فرد تازه کاری فکر می کند بهتر بلد است و می خواهد کسی را ککه صاحب تجربه و بزرگتر است چیزی یاد بدهد یا بگوید.

ضرب المثل های مجنی3

عنوان ضرب المثل: نه خود خورَم نه کَس دهم...گَنده کُنم مگس دهم

ترجمه عبارت: نه خودم می توانم بخورم نه به کسی می دهم بلکه می خواهم خراب شود و رویش مگس بنشیند.

کاربرد ضرب المثل: این ضرب المثل در رابطه با آدم خسیس به کارمی رود و اشاره یه شخصی دارد که خیلی خسیس است و حاضر است که مالش خراب شود ولی به کسی ندهد.

ضرالمثل مجنی2

عنوان ضرب المثل2 : زمستان و زردآلو....بهارو نرمه جارو

ترجمه ضرب المثل: آیا در رمستان زردآلو بار می دهد و در بهار هم جارو پیدا می شود؟

مفهوم و کاربرد ضرب المثل: عبارت اشاره به این دارد که زمستان فصل زردآلو نیست و در بهار هم علف هایی که با آن جاروی محلی درست می کنند یافت نمی شود. یعنی فصل زردآلو زمستان است و فصل بهار برای چیدن علف های جارو. وقتی کسی خواسته ای نابجا دارد که در وقت خدش مطرح نشده است این ضرب المثل را به کار می برند که یعنی خواسته ی تو الان جایی ندارد و در موقع نامناسب بیان شده است.

 

ضرب المثل های  مجنی(1)

ضرب المثلی مجنی در قالب دعا ( شایدم دعایی در در کسوت ضرب المثل) هست که می گوید : ایشالله شمعت رِ دِلی جو دِنّوم (انشالله شمعت را در جو بگذارم)

و اما وجه تسمیه آن: در زمان قدیم شبی که عروس و داماد به خانه بخت می رفتند چهارتا شمع در طاقچه اتاق می گذاشتند و وقتی عروس و داماد پا به اتاق می گذاشتند آنها را روشن می نمودند. داماد دو تا از شمع ها را برداشته و به دست عروس می داد. عروس چند ثانیه در دستش نگه می داشت( به حدی که اشک های داغ و ذوب شده شمع روی دستهایش جاری نشود). دو تاشمع دیگر را  قرچی داماد(یکی از جوان های فامیل که به تازگی داماد شده بود) به دست داماد می داد و داماد چند ثانیه نگه می داشت. سپس دوباره قرچی شمع ها را از دست داماد گرفته و داماد هم دو تا شمعی که به عروس داده بود از او گرفته و هر چهار شمع را در کاسه ای جو که از قبل آماده شده بود می گذاشتند. سپس داماد دستهای عروس را گرفته و او را به صورت چرخشی در اتاق می چرخاند و قرچی داماد هم، به همین روش دستهای داماد را گرفته و در اتاق چرخ و تاب می داد.

وقتی به کسی می گویند: انشالله شمعت را در جو بگذارم اشاره به همین مراسم نمادین دارد که یعنی انشالله عروس یا داماد شوی تا به خانه بخت رفته و شمعی برایت روشن کنند و آخر مراسم در کاسه ای جو بگذارند تا چند دقیقه ای روشن بماند. ضرب المثل دعایی "انشالله شمعت تا کام بسوزه" هم اشاره به همین مراسم دارد. 

قُرچی(غُنچی): جوانی تازه داماد از فامیل یا اهالی که در سراسر مراسم عروسی همراه داماد بود و در اجرای مراحل سنتی عروسی ملازمش بود.

در زمان های دورتر عروس هم قرچی داشت که دخترجوانی از بین فامیل بود که به تازگی عروسی کرده بود و در طول مراسم عروسی کنار عروس بود.

 تتمّه نوشت: در آلبوم های قدیمی بزرگترهای فامیل عکس ازین مراسم نمادین شمع موجود است و من خودم عکس هایی ازین مراسم در آلبوم عروسی فامیل های نزدیکی که الان صاحب نوه هستند دیده ام.[​IMG]