مراسم گِل هاکُنی

مراسم استقبال از سال نو

آیینی به نام "گِـل هـاکُنی"

هم زمان با فرارسیدن سال نو زنان مجنی به تمیزکردن و خانه تکانی اقدام می کنند. یکی از کارهایی که در این خانه تکانی انجام می شود مراسم "گِل هاکُنی" است.

در این مراسم زنان ابتدا باید گِل مورد نیاز را از ارتفاعات کوه های اطراف به منزل بیاورند. برای تهیه این گِل که در دامنه  کوه قرار دارد و جاهایی مشخص برای آن هست اقدام به حفر و کندن آن قسمت از دیواره داخل کوه با ابزاری مانند تیشه می کنند و گِل سفید که در اصطلاح محلی به آن گِل گِلو می گویند و گل سرخ رنگی که به آن گِل سُرخو می گویند را تهیه کرده و به خانه می آوردند. سپس در آب خیس می دهند  بعد از یک روز ماندن که نرم شود در آب کامل حل می کنند و با غلتاندن پارچه ای در این آب گِل شده، آن را به دیوار می کشند و دیوارها هم که از جنس گِل و خشت و آجر هستند کامل و سریع رنگ می پذیرند. این رنگ آمیزی بومی که جلوه ی چشم نوازی به دیوار منازل می دهد هر ساله در ایام نزدیک عید انجام می شود و برای جنبه ی زیبایی نیز دیوارهای بیرونی خانه دو رنگ کار می شود؛ بدین شرح که قسمت بالای دیوار سرخ و پایین آن سفید رنگ می شود.این مراسم که به نوعی همدلی و خوش سلیقگی و حوصله ی زنان مُجنی را می رساند توسط سازمان میراث فرهنگی، گل هاکنی در تاریخ 5 بهمن ماه 1391 در فهرست میراث معنوی کشور به ثبت رسیده است. 

تصاویر  موجود در این لینک بهتر می تواند این آیین را به شما معرفی نماید که در آن مراحل کار و رنگ آمیزی دیوارهای گِلی خانه ها با استفاده از گِل آورده شده است. 

 

 

رسمی به نام "پیلو"

"پیلو "

در زمان های قدیم تر که عروسی به جای تالارهای  پرزرق و برق امروزی در خانه های گلی ساده اما با صفا برگزار می شد زنان و دختران جوان ساعاتی پیشتر در خانه ی صاحبخانه جمع می شدند و به پایکوبی و گفت و خند می پرداختند. رسم بر این بود که وقتی دختران جوان تازه نامزد کرده به عروسی دعوت می شدند و می آمدند مادرشوهر آنها آجیلی مخلوط از بادام سنگی رنگی، پسته، تخمه ی آفتابگردان و کدو و ...آورده و در بقچه یا روسری ریخته و به شکل کیسه ای گشاد گره زده و سپس به کل مهمانان حاضر در اتاق تعارف می شد که هر کس به اندازه سهم خود مشتی برداشته و بدین وسیله همگان سرگرم می شدند. 

تتمه نوشت: به این مخلوط دانه های خوراکی و تخمه ها که مادرشوهران دختران نامزد کرده آورده و به جمع  حاضر در اتاف که عموما زنان و دختران فامیل و همسایه بودند تعارف میشد "پیلو" گفته می شد. در پایان این پیلو خوری نیز یک یا دوتن از دختران جوان با همکاری هم اتاق را جمع و جارو کرده تا زحمت صاحبخانه در بَرون وِچین (همون جمع کردن و جارو زدن) کم شود.

رسم گولّه اندازی

یکی از رسوم هایی که در گذشته (دهه چهل،پنجاه) رایج یوده رسم "گولّه اندازی" برای عروس و داماد بوده است.

شرح:

در غروب روز دوم عروسی که عروس به همراهی چند تن از زنان بزرگ فامیل و با همراهی هلهله ی جماعتی از خانواده عروس و داماد و خویشاوندان از کوچه های باریک و گلی یکی یکی می گذشتند تا زندگی تازه ای را زیر سقف های چوبی پر از سادگی شروع کنند داماد به پشت بام های اطراف مسیر عروس و داماد می رفت و از آنجا 3عدد تخم مرغ پخته رنگ شده و  2 یا4 عدد تیکه قند برای این کارناوال پیاده می انداختند که البته همیشه هم نشانه گیری اش دقیق نبود و خوراکی ها به جای افتادن جلوی پای عروس، به پشت بام و کوچه های اطراف می افتاد. بعد که عروس به حیاط منزل خانه داماد می رسید، زنان عروس را به داماد سپرده  و به شادی و هلهله وارد خانه می شدند.

به این مراسم به خاطر اینکه در آن تیکه های قند و تخم مرغ رنگی به نقطه ای پرتاب می شد"گولّه انداختن " می گویند که البته به نظر از اواخر دهه 50 کمرنگ شد و در زمان کنونی هم که کلا رایج نیست و به قول امروزی ها از مد افتاده است.

 تتمه نوشت: تاکید می شده که مجموع تیکه های قند و تخم مرغ رنگی باید 5 یا 7 تا باشد؛ یعنی طاف(فرد) باشد و جفت(زوج) نباشد.

ضرب المثل های  مجنی(1)

ضرب المثلی مجنی در قالب دعا ( شایدم دعایی در در کسوت ضرب المثل) هست که می گوید : ایشالله شمعت رِ دِلی جو دِنّوم (انشالله شمعت را در جو بگذارم)

و اما وجه تسمیه آن: در زمان قدیم شبی که عروس و داماد به خانه بخت می رفتند چهارتا شمع در طاقچه اتاق می گذاشتند و وقتی عروس و داماد پا به اتاق می گذاشتند آنها را روشن می نمودند. داماد دو تا از شمع ها را برداشته و به دست عروس می داد. عروس چند ثانیه در دستش نگه می داشت( به حدی که اشک های داغ و ذوب شده شمع روی دستهایش جاری نشود). دو تاشمع دیگر را  قرچی داماد(یکی از جوان های فامیل که به تازگی داماد شده بود) به دست داماد می داد و داماد چند ثانیه نگه می داشت. سپس دوباره قرچی شمع ها را از دست داماد گرفته و داماد هم دو تا شمعی که به عروس داده بود از او گرفته و هر چهار شمع را در کاسه ای جو که از قبل آماده شده بود می گذاشتند. سپس داماد دستهای عروس را گرفته و او را به صورت چرخشی در اتاق می چرخاند و قرچی داماد هم، به همین روش دستهای داماد را گرفته و در اتاق چرخ و تاب می داد.

وقتی به کسی می گویند: انشالله شمعت را در جو بگذارم اشاره به همین مراسم نمادین دارد که یعنی انشالله عروس یا داماد شوی تا به خانه بخت رفته و شمعی برایت روشن کنند و آخر مراسم در کاسه ای جو بگذارند تا چند دقیقه ای روشن بماند. ضرب المثل دعایی "انشالله شمعت تا کام بسوزه" هم اشاره به همین مراسم دارد. 

قُرچی(غُنچی): جوانی تازه داماد از فامیل یا اهالی که در سراسر مراسم عروسی همراه داماد بود و در اجرای مراحل سنتی عروسی ملازمش بود.

در زمان های دورتر عروس هم قرچی داشت که دخترجوانی از بین فامیل بود که به تازگی عروسی کرده بود و در طول مراسم عروسی کنار عروس بود.

 تتمّه نوشت: در آلبوم های قدیمی بزرگترهای فامیل عکس ازین مراسم نمادین شمع موجود است و من خودم عکس هایی ازین مراسم در آلبوم عروسی فامیل های نزدیکی که الان صاحب نوه هستند دیده ام.[​IMG]